یه روز شاد دیگه...

دیروز  خیلی خوب بود مسافر میخواست بیاد خونه ما ناهار

کلی کار کردم  اتاقم هم بسیار تمیز کردم  زبان

که شب بزور نگهشون دارم

بعد از ناهار  عکسای سفرمو دیدیم ...

و عصرم رفتیم یه دور بیرون بزنیم میلاد نور هم رفتیم

کلی خوش گذشت اینقد خندیدم که نگو ..... شیطون مسافر موننیشخند

شام هم خونه ما بودن ..

و به اصرار من شب هم ماندن ..

و تا ساعت ٢ دور هم صحبت کردیم..

و به باقی خانواده مسافر کریسمسو تبریک گفتیم...

من هم که فرداش صبح زود کلاس داشتم ولی

دلم نمیومد بخوابم چون مسافر شنبه میره  ناراحت

و معلوم نیست کی و کجا ببینیمش.. خیلی دوسش دارم.

/ 9 نظر / 3 بازدید
رایان

انشالا به زودی خودت مسافرت بری پیششون.

شیوا

به زودی میبینیش دوباره ناراحت باش[گل]

حامد

خدا رو چه دیدی شاید دفعه بعد تو رو هم همراه خودش برد [گل]

ثامنه

جاشون خالی نباشه....امیدوارم بزودی دوباره ببینیش...سال نو میلادی مبارک..[ماچ]

تی تی

سلام عزیزم خدا نکنه ستاره جونم [قلب]ولی من بدترین عیب ابراز هر نو احساسیه چه بد چه خوب و تو عمرمم یبار ابراز دوست داشتن کردم و نابود شدم[ناراحت] انشالله مسافرتم بسلامتی برن و دیدار بعدی هم زودتر از قل باشه مواظب خودت م باش [ماچ]

رویا

چشت روشن

بنده ای حقیر...

ما که امتحانامون شروع شد! التماس دعا...!

Baran

چقدر روزای خوب داشتی..پس با کلی سوغاتی شکلاتی :D

ترانه

[بغل][ماچ] خوش به حالت منم از این مسافرها می خوام .. [نگران] امیدوارم زودی ببینیش[گل]