روزهای من

صدای موزیک تا آخرین درجه زیاده ..

دوس دارم حس کنم اینجا نیسم ..

اشک هایم همش سرازیره .. خدایا خستم ..

تو میدونی چه بار سنگینی رو بدوش میکشم ..

زیرش له شدم ..

بد جور .. کاش میشد کمی بذارمش پایین .. شونه هام دیگه تحملشو

ندارن .. کاش یه خواب باشه ..

دلم گرفته .. از اسمون .. از ابرها .. از شب های زیبا

خدایا جونی ..چقد بی شدن ها سخته

گاهی نمیدونم چه کنم ..

کاش دو بال داشتم و شبها به پرواز در میومدم

میرفتم جایی که فلبم پرمیکشه

از پشت ابرها نگاهی میکردمو

برمیگشتم ..

یا روحی بودم .. در زمین

اروم کردن این دل دیگه دست من نیس

دل تنگم ..

دل تنگ تو .. دل تنگ روزهای شاد

دل تنگ خانواده ..

خدایا چه سخته تنهایی .. گریه

/ 2 نظر / 6 بازدید
محمد رفیعی

بيست و چهارمين سالگرد متولد شدنم را با اين دعا شروع ميکنم : خدايا ! مگذار دعا کنم که مرا از