پیاده روی

امروز عصر با مهمونمون رفتیم کاخ سعدآباد

من که قبلا زیاد میرفتم

چون محل کارم بود . اما جدید دیگه نرفته بودم

امروز به اصرار مهمون راهی شدیم

هواش مثل همیشه خوب بود از در سعدآباد تا دربند رفتیم

اینقد صدای پرنده های جور واجور داره که نگو

یه دارکوب کوچیکم دیدیم . کاش دوربین میبردم  با خودم

حالا قرار شد بازم بریم

ولی هواش اینگار با تهران فرق میکنه

هم تمیزه هم خنکتره 

/ 12 نظر / 2 بازدید
نمایش نظرات قبلی
تدd

[ابرو]تو توی کاخ سعد آباد چیکا می کردی؟... راستشو بگو... بعدشم من چرا خبر ندارم تو دیشب رفتی بیرون... هان؟...زود جواب بده... [منتظر]

تدی

تو که هنوز جواب ندادی... من نبینمت فقط... [زبان]

ص.ک

یه بار از طرف مدرسه بردنمون خیلی باحال بود این جور محیط ها کلا هواش با بیرون فرق میکنه مثل سرم سازی رازی که چند سال اونجا زتدگی کردیم[قلب] اون پست بالایی هم یه چیزی بود تو مایه های یه مدت هیچی نمیگم و حالم گرفتس[دلشکسته]

ص.ک

[قهقهه]

ص.ک

راستی مگه شغلت چیه که تو سعد آباد کار میکنی بعد برای کارت میری آمریکا[متفکر] راستی الان یادم اومد که من چقدر باحالم[مغرور] باستان شناسی یا تو کار تاریخ اگه خط میخی بلدی از این به بعد میخی کامنت بزارم[خنده]

ص.ک

این تفریحات به ما نیومده ما همین کوه رو میریم باید کلامونو بندازیم هوا ما رو اینجا ها راه نمیدن اون بارم از دستشون در رفته بود[نیشخند] یه جوری گفتی سنت بالاست خودم فکر کردم شونصد سال سن دارم[اضطراب]

ص.ک

دوباره یادم افتاد که چقدر من باحالم[مغرور]

ص.ک

اینجا چه طوری باید میخی نوشت[ابله] میخواستم اسمتو میخی بنویسم اما نمیتونم

ص.ک

سلام عجب دوره زمونه ای شده آدم نمیتونه اسم خدا رو پشت بومش صدا کنه اگه یه شعر از خیام بخونی اول میزنن لهت میکنن بعد میگن بیا تعهد بده دیگه از این کارا نمیکنی[ناخوش] یکی مثل چی کار میکنه ماهی 300 میگیره یکی دیگه برای نماز خوندن خداد تومن میگیره من موندم چطوری این عمامه به سرا میان یه مدت میمونن بعد با پرشیا میرن و این داستان همین طور ادامه پیدا میکنه[تعجب]