. . . . .

شدم دختری .. پرخاش گر .. عصبی.. کلافه

گاهی .. در سکوت غرقم .. در گوشه اتاق مینشینم .. در خاطرات غرق ..

همراه با اشک های یاقوتی

شدم دختری .. که بهانه میگیره .. به دنبال میگرده .. مثل کودکی که

آرمشش رو از دست داده .. هرچه گریه میکنه .. هرچی بهانه میگیره

بازم بهش نمیدن ..

کاش من هنوز همون کودک ٣ساله بودم

کودکی که تا گریه میکرد .. برای آروم کردنش

در آغوش گرفته میشد ..تا گریه میکرد .. اشک هاشو

از روی گونه هایش پاک میشد  .. و اون  به خنده تشویق میشد

دوران بی خیالی ذهن ..

نه این که بگن زمانه درستت میکنه ..

من از بزرگی چه حاصلم شد جز طعم شیرینی ها یش کم

و طعم تلخی ها بسیار .. تنهایی ..

من این پایان رو نمیخوام .. بهم یه سهم دیگه بده جز تنهایی ..

چرا دوست داشتن .. کلمه به این زیبایی ..

دوست دارم .. دوستت دارم .. دیگه شنیده نمیشه

یادت نره دوســـــــــــــــــــت دارم .. یادت نره  عاشقتم..

یادت نره یه وقت چشمای نازت گریه کنن..

/ 9 نظر / 4 بازدید
sara

سلام خوبي ؟ وبلاگ بسيار خوبي داري سايت روحاني به روز شده است و منتظر حضور شما موضوع ازدواج موقت شما دعوت شده ايد http://rohani.ir موفق باشيد

حسین

بمیرم براتون من واقعا متاسفم رها رها رها باش!

دانیال

تولدت پیشاپیش مبااااارک. شاد و باشی و سلامت همیشه. [چشمک][گل]

کاوه

هر چی بگم مثل میخ میماند و سنگ............ منم ازای ن سختی ها کشیدم....... واسه همینه که درک میکنم این حس و حال رو. اما اخرش رو هم میبینم که ازاد شدن . ازادی چه لذتی داره. حالا مثل یه ادم معتاد میمونی....... تابعد......شاید ب رنجی ........

جواد

سلام دوست داشتن - دوستت دارم - کلماتی که خودمان باعث میشویم از دهان دیگران شنیده نشه علت را جویا شو نه نشنیدن را ....... شیرینی ها را میتوانیم نگهداریم که به تلخی نگراید. ببین که چرا من ( نمیدانم و یا فضولی هست که میکنم (شرمنده ) چرا پرخاشگر شدی آیا اقتضای سن و سال است آیا تنهایی را خودت برای خودت نساختی ممکنه از دوستانت رنجیده خاطر باشی یا اونها از تو رنجیده باشند... علت رو پیدا کنی بهتر میتونی درستش کنی.. تو هیچوقت به گذشته نمیتونی برگردی و از اول شروع کنی میتونی تاثیر گذشته رو خوب کنی که بهترین باشی توقع داشت داشت را در دیگران باید بوجود بیاری .....ناربرده رنج .گنج میسر نمیشود.... مزد آن گرفت که جان برادر که کار کرد. شرمنده مجدد از اینکه براتون اینگونه نوشتم در اولین بازدیدم[خجالت]

کیا

[ناراحت] نمی دانم چه بگویم . این سه سالگی و اشک و آغوش هایش آرزوی خیلی از ماهاست .. متاسفم همین .. [گل]

برگ خزان

من اینجا نظر گذاشته بودم ولی نیست [ابرو]

برگ خزان

نه دیگه پرید [افسوس]