. . . . . . . .

گاهی میخوام کلی بنویسم اما به خود سانسوری میرسم ..

چیز خاصی هم نیس اما نمیدونم چی میشه که همین جوری پیش نویس میمونه

چند روز هرکی بهم میرسه میگه از تدی چه خبر ..

منم میگم ایچی .. چون قرار نیس خبری داشته باشم ..

حتما در انتظار چیزیه که میخواد .. و داره بهش میرسه

دیروز عکس هامو نگاه میکردم ..

یادشون بخیر .. چه روزهایی بود ..

دلتنگشونم شبو روز خوابو بیدار

اینجا موندم چون .. سخت بود برمیگشتم و تو در انتظار باز گشتم نبودی ..

وقتی گفتن کی داوطلب من دستم رو بردم بالا ..

اما الان دلم لک زده برای تمام کوچه پس کوچه ها ی پر خاطره ام

وقتی کیف پولم گم شده بود با مدارکم ..

فقط به کیف فکر میکردم .. و همچین گریه میکردم .. که منو نصف شب بردن پارکینگ

شاپینگ که به گردیم دنبالش ..

بهم گفتن اگه مدارک پیدا نشه تا 2سال از اینجا نمیتونی جوم بخوری

اما کیفم برایم بیشتر مهم بود ..

تا اینکه پیداشدن همه شون

چقدر ذوق زده شدم ..

دلم نا ارومه ..

دلم غصه داره ..

دلم .....گریه

/ 3 نظر / 3 بازدید

منم برای فرار از سانسور کلا اسم وبمو ی چی گذاشتم که خیال خودمو خواننده رو راحت کنم!!!

حامد دن کیشوت

اوه مای گاد ........ کیفت چرا گم شده ؟ امیدوارم پیداش کنی[گل]