...چرا به سر نمی شود

رسیده ام به انتها، مرا تو از تن ام بگیر

چه سرنوشت مبهمی نوشته شد برای من

نمی رسد به داد دل، گریه ی های های من

بیا بیا عطش شکن، بیا بیا که تشنه ام

بیا هنوز یاد آن سینه ی ریش و دشنه ام

 

مرا به خلوتی رسان، ترانه ای ساز کنم

این شب بی ستاره را، تا سحر آغاز کنم

مرا بخوان امید جان، که در سکوت خوانده ام

گوشه نشین غربت ام، در انتظار مانده ام

کجای این در به دری به شور و حال می رسم

پرسه زنان و بی امید من به زوال می رسم

 

بیا بیا عطش شکن، بیا بیا که تشنه ام

بیا هنوز یاد آن سینه ی ریش و دشنه ام

 

/ 4 نظر / 5 بازدید
حسین

بیا تو رو خدا این آبجی مارو خلاص کن![زبان][زبان] سلام روزت بخیر چه باید کرد! دنیا 2 روزه! میاد انشالله! ما هم منتظرشیم! البته اگر باشم! فعلا بای!

حسین

من لینکت کردم ! ما هم با اجازت! [گل]

کوچولو ترین ستاره

چرا با اسم من [منتظر] تازه اولین آپ هم این قد غمگین [ناراحت]