( new mexico )

جایی که من الان هستم ..یه شهر کویری ولی زیبا ، با کلی کاکتوس‌ ،

شهر سرخپوستی هم هست ، امروز چون آخرین ویکند به حساب میومد

رفتیم موزه مار. چون اینجا خطرناک ترین مار ها رو هم داره

جالب بود ،

یه سر هم رفتیم ( downtown) کلی سرخپوست دیدم ولی با لباس معمولی ،

برای اینکه بتونن زندگی بهتری داشته باشن  دیگه سنتی نیستن .

خونه های سنتی  اینجا هم مثل خونه کاه گلی می مونه و شیک

بیشتر خونه هایی که مزرعه داره این مدلی هستن

هوای اینجا خیلی شبیه هوای تهران . کم پیش میاد که یه روز فرق کنه .

واسه ناهار رفتیم رستوران غذاهای دریایی ، که من  سوپ صدف خوردم ،

زیاد هم  خوشمزه نبود این دفعه .

امروز هوا گرم و خنک شده بود .

اگه قرار باشه بیام واسه زندگی آمریکا ، دوس دارم اینجا زندگی کنم چون  

هم خلوت ، ساکته و هم زیبا ، البته من بیشتر آسمونشو دوس دارم زبان

/ 20 نظر / 17 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ص.ک

سلام. دقیق نمیدونم که دن تو امریکا هست یا نه اما اگه تونستی یه سر برو سر قبرش از طرف منم یه چند تا کنسرت متال برو اونا که دوبی و ارمنستان نمیان برنامه بزارن بریم اونجا گروه خونیمونم به اونور نمیخوره.

ص.ک

من ترانه 15 سال دارم[گل] برای چی میپرسی بابا اگه در مورد سوالایی که تحت عنوان شوخی پرسیدم بابا شوخی بود. در مورد خودمم باید بگم فقط ترکیه رفتم و آزربایجان اونم به صورت نظامی ( سرباز وظیفه ) احساس میکنم از شوخی های من ناراحت شدی و بهت برخورده یه دنیا معذرت میخوام منو ببخش و شرمندت شدم . حالا اول خودت حدس بزن

ص.ک

من ترانه 15 سال دارم. نه ببخشید ترانه زن بود من حدودا 8 شایدم 7 سال. چرا پرسیدی[شیطان]

ص.ک

الان فکر کنم منو 14 شایدم 15 ساله فرض کردی مگه نه[شیطان] چون یکم سر بسرت گزاشتم یه بیو گرافی از خودم میدم متولد تهران و بزرگ شده کرج ارجینالی تهرانی به جون مامانم شجره نامه 400 ساله داریم. ورزش های من اسکی . کوهنوردی و به صورت حرفه ای شطرنجه. عاشق جک لطیفه حکایت sms های طنز و شعرو رمان. خسته شدم خانمی ببین این فامیلی منو تو گوگل سرچ کن اونجا دقیق تره [نیشخند]

ص.ک

کاملا جدی گفتم .فامیلی منو تو گوگل سرچ کن. پروفایل من رو فیده زده. kiyashemshak .

حامد دن کیشوت

سلام ستاره جان بابت رفتار اون روزم معذرت میخوام ........ اون روز نه فقط به تو بلکه به همه اطرافیانم ( بچه های وبلاگم و خارج از وبلاگ) یه جورایی گیر دادم ....... تعجب می کنم چطور یه نفر می تونه با خیال راحت شدیدترین لطمه ها رو به دیگران وارد کنه اما خودش عین خیالش نباشه ... اون روز یه نفر منو خیلی خیلی خیلی خیلی ناراحت کرده بود ..... متاسفانه من آدم احساسی هستم و از بعضی رفتارها خیلی آسیب می بینم از بقیه بچه های وبلاگ هم بطور خصوصی عذر خواهی کردم . بیا تو وبلاگم نظر بده . تا نظر ندی پست جدید نمی نویسم. آشتی ؟ [ماچ]

ص.ک

سلام. چند سال پیش یه شاگرد داشتم که یه ستاره رو تو آسمون نشونم میداد و میگفت اون ستاره منم کوچیکترین ستاره خدا. وقتی برای اولین بار وبتو خوندم فکر کردم شاگرد منی و لی از روی پروفایل فهمیدم اشتباه کردم ولی نوشتت بنظرم یه صداقتی داشت با یه جور سادگی . برای همین هم تصمیم گرفتم یه مدت وبتو بخونم که خیلی زیبا مینویسی و دل نشین برای همین تا حالا منو تحمل کردی[شیطان]

رایان

خبر نداری!! برو تو دهاتش هست. ببخشید تو جنگلاش! بزار بینم اسمش چی بود؟ آهان جنگل مولا. [چشمک]

یامین

[لبخند]امیدوارم خوش گذشته باشه ستاره جون... دلم می خواد عکسای بیشتری از اون جا ببینم...[لبخند][ماچ]

رویا

پس حسابی خوش گذشته خانوم