بی حسی..

 تا الان سه تا پست نوشتم پاکشون کردم...

ایچی درست حسابی واسه نوشتن به ذهنم نمیرسه  خوب

درگیر کلاسام هستم ، بیشترین وقت آزادمو میرم کلاس نقاشی

تا آرومتر باشم ..

کم پیش میاد حوصله چیزی رو هم داشته باشم .

تا دیروزم کلی مهمون داشتیم .

حتی وقت نکردم به کلاسام برسم این چند روز

از همه چیز عقب موندم ..

دیشب وقتی مهمونا رو رسوندیم

کمی هم دور زدیم واسه خودمون ،  دیر وقت هم  بود زبان. اما هوا واقعا خنک بود

امروز روز پر کاری بود با یه عالمه کم خوابی ..

___________________________________________________

پ.ن : hell lord جان ممنون از این که سعی میکنی سرحالم کنی قلب

/ 6 نظر / 4 بازدید
کاوه

سلام...... خوبه که داری راه میفتی .خوشحالم. شبها میری بیرون جریمه نشی دختر.

رویا

فقط مواظب خودت باش..همین.. کاری که خودم نمی کنم..

HELL LORD

مراقب خودت باش! همیشه سر حال باشی دختر.[گل]

تدی

خوشحالم که کسی هست که سرحالت کنه...

یامین

[لبخند]کلاس نقاشی خوبه... آدمو شارژ می کنه... بی حس نباش... با حس باش...[ماچ]

رایان

سلام چته تو اینروزا؟ دچار روزمره‌گی شدی؟ دوستت چی شد؟‌ هست یا رفته؟‌ خبری ازت نیست. نوشته‌هات هم که بدتر از خودت. [نیشخند] یه خواهشی ازت دارم. هر کسی چه دوست قدیم چه جدید اومد سراغت لطفا حرفی در باره ی من نزن. تو نه منو میشناسی و نه چیزی در موردم میدونی. فقط وبلاگ. همین. راستی اگر دیر اینو گفتم و کسی صحبتی داشته بهم بگو. بعضیا بدجوری کونشون سوخته درحال دسیسه هستن. [خنده] از خودت خبر بده بهم. بجز کلاس سراغ یه ورزشی هم برو. سرحالت میکنه.