. .

 

هر آن می تواند آغاز دوباره در زندگی ما باشد پس هیچ وقت پایانی نیست ...

/ 6 نظر / 7 بازدید
Hell Lord

بستگی دارد چطور شروعی باشد و پایانش به کجا ختم شود، هیچوقت هم آغاز دوباره آسان نیست. وای به حال 3 باره و ... ، دیگه تهش آغاز معنایی ندارد. [گل]

کیا

علی باز تو منفی بافی کردی ؟؟ نیمه پرش را ببین بیشتر .. می شود ده باره هم اغاز کرد . حتی اگر ته ش معنایی هم نداشته باشد .. اگر این جور خواهی فکر کنی که هیچ وقت آغازی صورت نمی گیرد . [چشمک]

بیتا

گاهی وقت ها دل تنگی هم چنان ادامه پيدا می کند تا آن دورها تا آخر آسمان ، جايی نزديکی های زمين . کافيست سيگاری آتش بزنی ليوان سفالی داغ را در دست بگيری و پاهايت را آن سوی پنجره تاب دهی فارغ از نگاه مردک همسايه . و آرام آرام پوست صورتت را رها کنی به دست سرمای ابدی . دل تنگيت انگار هزار ساله ست رويت را بيهوده برمگردان . نه دستانی از پشت سر ، روی چشمانت حلقه خواهد زد نه هُرم داغ نَفَسی روی پوست گردنت خواهد نشست و نه بوی آشنايی به وسوسه ، از پنجره جدايت خواهد کرد . بيهودگی تا آن سوی ديوار بلند همسايه موج می زند و اميد تنها هم عمر يک سيگار است .

Hell Lord

نه منفی بافی نبود. گفتم کاملا" بستگی به راه دارد، عمر هست که دارد میگذرد، اگر قرار باشد هر کس چند بار اشتباهاتش را تکرار کند، مطمئنا" نمیشود اسمش را آغاز گذاشت، میشود دور خود چرخیدن. معنا نداشتندش منظورم این بودش. زمان از دست رفته را هم که نمیشود باز شروع کرد.سخت است، نگفتم که معنایی ندارد یا نیست، آغاز همیشه سخت است، و آغاز های دوباره سخت تر. [گل]

Hell Lord

من گفتم تکرار یا آغاز اشتباه هست؟ [ابرو]

کیا

دعوا نکنین ! [نیشخند] خوب نوشته شاید دو پهلو معنا داشت که این طور شد . نه حرف علی هم درست است . بله من هر بار یک اشتباه را انجام بدهم و بگویم دوباره .. خوب این حماقت است دیگر ! اما خوب شروع دوباره بعد از اشتباهات بد نیست به شرطی که واقعا شروع دوباره باشد نه تکرار اشتباهات .. [گل]