کوچکترین ستاره شب

 
نویسنده : کوچولوترین ستاره - ساعت ٥:٢۳ ‎ب.ظ روز شنبه ۱۳ آذر ۱۳۸٩
 

حالم بد خرابه ..

حتی با گریه ها آروم نمیشم ..

گاهی اینقدر به موبیل خیره میشم .. که بعد پرتش میکنم به دیوار و

 خاموش میشه  ..

و گاهی هم که صدا میکنه باور نمیکنم ..

روزها .. ساعت ها  ..با من  لج شدن .. شب ها خواب بام قهر شده  ..

هواسم را باز گم کردم  .. در جستجوی تو إ

اما نمیابدت .. از من هم فراریست ..

خنده هایم رفته اند .. جاش اخم ها و داد ها و شاکی بودن ها ....

در گوشه اتاق کنج کردمو .. خیره به سقف

گاهی آهی میادو میره .. یاد آور میکند  

که هستم  هنوز .. و باز در خود فرو میروم