کوچکترین ستاره شب

گاهی خوبه همبازی بچه ها شیم
نویسنده : کوچولوترین ستاره - ساعت ۱۱:۳٩ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٩ خرداد ۱۳۸٩
 

چند وقت پیش رفته بودیم خونه مادر بزرگم

دلم واسه یه بازی پر سرو صدا نتگ شده بود

اغلب میریم پارک چون بچه یه فامیلم هست

من تو پارک باهاش تاب بازی میکنم زبان

ولی اون روز حس پارک نبود

بازی شروع شد قایم موشک فکنم دو ساعتی بازی کردیم

با این حال که خونه کوچیکی بود ولی خیلی کیف داد

چقدر گاهی دلم واسه بازی های بچگی تنگ میشه ...

می خوام بشم دخترک شیطون و بازیگوش نیشخند