کوچکترین ستاره شب

رسیدم ..
نویسنده : کوچولوترین ستاره - ساعت ٥:٢٠ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢٦ فروردین ۱۳۸٩
 

شبش که داشتم می رفتم اینقد حالم بد بود که می خواستم ..

کلا کنسل کنم سفرو .ولی بد که رسیدم فرودگاه .. کمی بهتر بود اوضاع معده ام..

پرواز آغاز شد .. تا دبی .. بعدم به مقصد .. و دوباره یه پرواز کوتاه مدت ..

تا دبی با این حال که مدت پرواز کم بود ولی خسته کننده بود ..

پرواز بعدی هم که مدتش ١٧ ساعت بود ..  یه خوبی که این دفعه داشت و  

هنو هم فک می کنم توهم بود زبان.. این بود که ..

ما که رفتیم ، کارت پرواز نشون بدیم و سوار هواپیما شیم .. بهمون بجا

صندلی تو کلاس عادی .. صندلی تو کلاس بیزینس دادن ..خیال باطل

وای خیلی فوق العاده بود .. صندلیش که تخت میشد هیچ ..تازه ماساژو رم داشت ..

دائمم واسمون خوردنی می آوردن .. خوشمزه

البته من معدم مشکل داشت ،‌ در حد چشیدن فقط می خوردم ..

 کلی هم فیلم دیدم .. حسابی عالی بود ، بیشتر واسه این

که پول کلاس عادی داده بودیم و تو بیزینس کلاس بودیم ..زبان

انگار تو ابر ها باشی کل پروازو .. بعدم هم که مدت این تمامید ..

یه داخلی سواریدم به اینجا ... که کوفته شدیم .. اگه اتوبوس سوار میشدیم

 بهتر از این بود ..

 دیشب به وقت اینجا رسیدم .. و بی هوش شدم تا صبح.. لبخند الان کمی بهترم.