کوچکترین ستاره شب

 
نویسنده : کوچولوترین ستاره - ساعت ۱٢:٤٦ ‎ق.ظ روز شنبه ۸ اسفند ۱۳۸۸
 

آسمان در حال باریدن ..

زندگی در حال گذره ..

شادی ها زود گذره ..

غصه ها طولانی تره ..

کاش همچنان که باران می آمد و آسمان تمیز و زیبا میشود

وقتی اشکی می آمد دلی سبک میشد..

تصور زندگی راحت تر از زندگی کردنه ..

کاش زندگی روزمرگی نبود ...

دلم میخواد ساعت ها بشینم و غرق شم تو رویا هام

چون شیرین تر از واقعیت ..

دلم می خواد یه آه.. با صدای بلند بکشم ..

دلم میخواد یه روز کامل تنها بشینم و با خدا بحرفم..

و در آخر از این که  سلامتم  و تندرستم تشکر کنم ..