کوچکترین ستاره شب

افسوس..
نویسنده : کوچولوترین ستاره - ساعت ٢:٤۸ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢۸ دی ۱۳۸۸
 

دوست داشتم : 

بی احساس ترین آدم روی زمین بودم ...

  همه از من متنفر بودن ..

سنگ دل بودم ..

کسی رو دوست نداشتم ...

چرا من احساس دارم ؟؟..          افسوس

خدایا چرا آشنایی رو آفریدی واسه من ..

که ترسی باشه واسه از دست دادن ..

چرا نمیشه من همیشه تنها باشم ..

من به گریه هام به غمهام دارم عادت میکنم ..

سخت دوباره شاد بودن ...

من از شادی میترسم .من از دوست داشتن می ترسم ..

چون طمع تلخی  رو چشیدم ..