کوچکترین ستاره شب

 
نویسنده : کوچولوترین ستاره - ساعت ٦:٢٥ ‎ق.ظ روز جمعه ٢۸ امرداد ۱۳٩٠
 

شوکه شدم .. بد جوری..  واقعا فکر نمیکردم که بیای باز هم به اینجا

فکر میکردم اینجا فقط واسه خودم مهمه ..

اما انگار اشتباه بود

و ناراحت شدم .. برای اتفاقی که افتاده ..

من اگه سپردمت به خدا قصدم آزار کسی نبود و نیس

برایت توی مسنجر آف زدم

بخونشون .. لطفا ..

مراقب چشمات باش و مراقب خودت .. خوش حال میشم اگه بخوای برات فقط یه دوس باش

اگر هم که دوس نداری .. موفق باشی توی ادامه زندگیت قلب


 
 
یه مدت
نویسنده : کوچولوترین ستاره - ساعت ٦:٥٩ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢۳ امرداد ۱۳٩٠
 

 یه مدت اینجا رو آپ نمیکنم .. هم حرفام کم شده .. هم می خوام بیشترین نیرومو بذارم واسه

دنیای واقعی .. و به زندگیم سرو سامون بدم ..

اینجا حذف نمیشه .. چون خاطره های خوب و بدو توش تجربه کردم ..

و اولین وبمو خیلی دوس دارم ..

ایچی توش تغییر نمیکنه .. همه چیز درونش باقی خواهد ماند ..

فقط یه مدت به وب استراحت میدم ..

و به خودم تا بتونم گذشته رو بذارم کنار ..

و به ایندم بچسبم ..

نمیدونم باز هم میای اینجا یا نه .. هرکاری کردم نتونستم ببخشمت ..

چون بدجوری رها کردی ورفتی .. و من در زندگی به مشکل برخوردم ..

تورو سپردمت به خدا .. اون با تو تسویه میکنه ..


 
 
 
نویسنده : کوچولوترین ستاره - ساعت ۱٢:٤۳ ‎ق.ظ روز جمعه ٢۱ امرداد ۱۳٩٠
 

 

 

مژهزبان