کوچکترین ستاره شب

یاد تو همیشه هس
نویسنده : کوچولوترین ستاره - ساعت ۱:۳٥ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱ خرداد ۱۳٩٠
 

دیروز توی اتاق نشسته بودم .. بروی کف اتاق .. در افکارم غرق ..

داشتم به خرس قرمز رنگ فلزیم نگاه میکردم .. که دستم بود ..

الان همه جا کنارمه ..

مال اون روز بود ..

یاد مجسمه فلزی هم افتادم ..

همون روز که توی آسمون افتاب بود ..

اسمونش آبی بود ..

چه روزی بود ..

یادش بخیر .. چقد دلتنگش .. چقدر کم دارمش

کاش همه این دوری ها خواب باشه

یه خواب طولانی که به راحتی نمیشه ازش بیرون اومد ..

اما روزی به پایان میرسه ..

یه روز به زودی ها ..

دلم برایت تنگ شده تدی .. گریه

 


 
 
. . . .
نویسنده : کوچولوترین ستاره - ساعت ٤:٥٠ ‎ق.ظ روز جمعه ٢۳ اردیبهشت ۱۳٩٠
 

کوچه وقتی که نباشی رگ خشکیده شهر .. ماه تو گوش خونه گفته دیگه با پنجره قهره ..

سقف دل بستگی بی تو واسه من سایه نداره .. دلم از روزی که رفتی دیگه همسایه نداره ..

تو پی کدوم ستاره  پشت ابر ها خونه کردی ..

رفتیو چیزی نگفتی گریه رو بهونه کردی ..

من سوال ساده .. .. تو جواب مشکل من ..

 رد پای رفتنتو روی صحرای دل من

کوچه وقتی که نباشی رگ خشکیده شهر .. ماه تو گوش خونه گفته دیگه با پنجره قهره ..

سقف دل بستگی بی تو واسه من سایه نداره .. دلم از روزی که رفتی دیگه همسایه نداره

وقتی اسمون شبهام زیر سایه چشات ..

 وقتی حتی این ترانه رنگ غربت صدات .

نمیذارم این دوراهی .. سر راه ما بشینه ..

 نمیذارم این جدایی رنگ فردا رو ببینه ..

کوچه وقتی که نباشی رگ خشکیده شهر .. ماه تو گوش خونه گفته دیگه با پنجره قهره ..

سقف دل بستگی بی تو واسه من سایه نداره .. دلم از روزی که رفتی دیگه همسایه نداره ..

شبو با فانوس اشکت میبرم به روشنایی ..

 باتو میرسم دوباره به طلوع آشنایی

میمونم هرجا که باشی .. دل تو اهل همین جاست ..

واسه منو تو اینجا اولو اخر دنیاست ..

 

                                                                                                        احسان خواجه امیری

******************************

بعدا نوشت :

اینقدر این شعر وصف حالم هست دلم نمی اید آپی رویش بیاورم .. گریه


 
 
 
نویسنده : کوچولوترین ستاره - ساعت ۳:۱۱ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٢٢ اردیبهشت ۱۳٩٠
 

مشاهده یادداشت خصوصی


 
 
 
نویسنده : کوچولوترین ستاره - ساعت ۱۱:٠٩ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٢۱ اردیبهشت ۱۳٩٠
 

مشاهده یادداشت خصوصی


 
 
امروز چرا اینجوریه
نویسنده : کوچولوترین ستاره - ساعت ٢:۳۱ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱٩ اردیبهشت ۱۳٩٠
 

امروز اوی صبح حالم خوب بود .. اما بعدش

دل تنگ شدم .. پدر هم هست چون روز تعطیل ..

اشک هام داره جاری میشه .. اما

نمی خوام دل بابا هم بگیره .. یه پیاز برداشتم

و شروع کردم به خورد کردنش .. که بهانه ایی واسه اشک هام داشته باشم

به هق هق افتادم دیگه نمیشه .. جلو شونو گرفت

دارم به آخر راه می رسم .. اما دیگه تحمل بار سنگینشو ندارم رو دوش هام

دوس دارم بذارم کمی پایین .. یه نفسی تازه کنم ..

اما نمیشه .. خدایا چرا امروز یه جوریه ؟!

چرا روزهام پره دل تنگی

گاهی اگه کسی باشه .. حتی اگه دور باشه

بخاطرش می جنگی با روزای سخت ..

بخاطرش هرچه قده سختی باشه .. امیدتو هنوز داریش

اما وقتی دیگه کسی نیس ..

یه روزی تلف میشیو میمیری ..


 
 
گاهی..
نویسنده : کوچولوترین ستاره - ساعت ۱:٠٠ ‎ق.ظ روز شنبه ۱٧ اردیبهشت ۱۳٩٠
 

خو گاهی دلم میگره عصبانی میشم .. گیه می کنم .. چیزایی میگم که

فخط مال اون موفعست .. راس نیس

بعد که آروم میشم .. باورم نمیشه اینا رو من گفتم

اما گاهی دیر شده ..

مثه اون روز جمعه ایی ..

هرچی شنبهه فکردم چیا گفتم هنوزم یادم نمیاد

اما می دونم بعضی هاش خوف نبود که ..

بدیش اینکه گاهی بهت مهلت دوباره نمیدن که ..

بعد همش باید غصه بخوری که چرا اینا رو گفتم .. که این شد ..

میگن هر کار کنی بعدا همون سرت میاد ..

من که سعی کردم فرصت و بدم ..

و بی دلیل نرم ..

میدونی هر چی می خوام دروغ بگم که دوست ندارم نمیشه ..

هنوزم دوست دارم .. هنوزم برام عزیزی .. مثه همه روزهای شیرین .. و دوست داشتنیمون


 
 
این چه دنیایی
نویسنده : کوچولوترین ستاره - ساعت ۱:۱٤ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱٥ اردیبهشت ۱۳٩٠
 

توی کار هایم غرق شدم .. منی که همیشه پی شادی بودم

منی که تفریح رو دوست میداشتم ..

تا جایی که میشه نمیروم برای گردش .. دیگه خودمو نمیشناسم ..

شدم از ادما فراری .. دوستام شدن مجاز خانه ایی

دارم کم کم بزرگ میشم نه اونجور بزرگی که همه میشن ..

دارم یاد میگیرم دوست نداشته باشم .. سنگ دل باشم ..

من هم موقعی که یکی وابسته شد .. بگم بای

تا همه دنیا بشه ... اینگونه .. تا دل ها بشکنه ..

تا همه بفهمن چه کار ها کردن .. چقدر دل شکستن بده .. چه تلخی داره ..

اینگونه بودنو دوست ندارم .. اما من حق انتخاب ندارم  ..

توی دنیا شکشتن دل شده یه لذت .. اینکه همرو یجور دیدن شده یه عادت ..

روزگار شده تلافی عشق قبلی سر بعدی ..

این شده رسم آدما .. به جای دل بدست آوردن .. شاد کردن یک دیگر

افسوس .. آخ


 
 
 
نویسنده : کوچولوترین ستاره - ساعت ۱٠:٠٠ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱٤ اردیبهشت ۱۳٩٠
 

مشاهده یادداشت خصوصی


 
 
 
نویسنده : کوچولوترین ستاره - ساعت ۱٠:٢۳ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱٢ اردیبهشت ۱۳٩٠
 

 

خوشی های کوچک ، خوشبختی بزرگ را می سازد ..


 
 
 
نویسنده : کوچولوترین ستاره - ساعت ٧:٠٤ ‎ق.ظ روز شنبه ۱٠ اردیبهشت ۱۳٩٠
 

 

زندگی آنقدر طولانی نیست که هر روز بتوان مهربان بودن را به فردا انداخت ...


 
 
دلم گرفته
نویسنده : کوچولوترین ستاره - ساعت ۸:٢۱ ‎ق.ظ روز جمعه ٩ اردیبهشت ۱۳٩٠
 

مامان امروز برگشت ایران

همه چیز افتاد روی دوش های من ..

 آبچی یم هم رفته ..

خیلی وقت که رفته .. من ماندمو بابا

منی که ایچ وقت توی مسائل خونه نبودم .. الان شدم همه کاره .. دلم می خواد برگردم ... اما

نمیشد تنها بمونه .. تازه بیمه اش درست شده باید ببرمش دکتر

الان توی اتاق تنهام .. دارم سیروان (آهنگ دلم گرفته ) گوش میدم باصدای بلند

توی تاریکی اتاق ..

چقدر تنهام .. خدایا ..دلم گرفته گریه

قسمتم این بوده.. اما هنوز نتونستم باهاش کنار بیام

چقدر جایش جلوی چشمانم خالیه  .. سخته .. اینجا یه همزبونم نیس

دلم برای یه آغوش تنگ شده .. الان دلم واقعا یه بغل می خواد

فکر میکردم .. تونستم کمی یادش نکنم .. اما صبحی که خواب بودم

تو خوابم کنارم بود .. شادو سرحال .. می خندید

الان که شب هنوز هم فکر خواب صبحم ..

خدایا جونی تو ایی که روزهامو برایم رقم میزنی .. پس باقی شو جوری بنویس که توش

غمی نباشه .. خسته ام از بس ظاهری خندیدم


 
 
وقتی دل آدم اینقدر میگیره
نویسنده : کوچولوترین ستاره - ساعت ٧:٠۳ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۸ اردیبهشت ۱۳٩٠
 

مشاهده یادداشت خصوصی


 
 
 
نویسنده : کوچولوترین ستاره - ساعت ۳:۱۸ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٧ اردیبهشت ۱۳٩٠
 

 

ازت دلم گرفته .. با شوق آپ کردم .. اما ندیدی

چه زود .. غرق شدی تو روزهات

افسوس


 
 
تــــــــــــــولدت مبـــــــــــــارک تــــــــــدی خان
نویسنده : کوچولوترین ستاره - ساعت ۱٢:٠۱ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٥ اردیبهشت ۱۳٩٠
 

عزیزم هدیه من برات  یه دنیا عشقه

عزیزم تولدت مبارک

جشن تو طلوع یه روز مقدس برام .. خدا رو شکر میکنم برای آفریده شدنت

امیدوارم این روز فقط بخندی ..

برایت بهترین آرزو هارو دارم .. دوست دارم

تولدت مبارک .. تولدت مبـــــــــــــــــــــــــــــــــارک گلکم هوراماچماچبغلماچماچ


 
 
یاد تو ..
نویسنده : کوچولوترین ستاره - ساعت ۱٠:۳٩ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱ اردیبهشت ۱۳٩٠
 

از منو تو  ..

روی ساحل تنها یک ردپا مونده .. رفتی اما رنگ چشمات توی نگاه دریا مونده

از منو تو  ..

توی جنگل بین شابلوتای پیر .. هنوزم عکس دوتا قلب رو تن درختا مونده

از تو تنها یادی مونده پشت این پنجره سرد  .. یاد اون چشمای نازت که منو دیونه میکرد

یاد اون ساعت سنگی .. لحظه وداع آخر ..

که بهت با گریه گفتم .. یه روزی دوبار برگردد

شب ویرونی آینه .. شب سوختن ستاره ..

شبی که با خنده گفتی دیگه فایده ایی نداره

حالا من موندمو یاد عشقی که .. شکستو فرسود ..

یاد آغوشی که یک روز  تکیه گاه بغض من بود

هنوزم وقتی  غروبا ..

دریا رنگ غم میگیره .. وقتی تو دستای صخره .. موجی آهسته میمیره

من به یاد تو میافتم ، نازنین رفته از دست ..

 ولی افسوس دیگه انگار واسه گریه خیلی دیره

                                                                                            مانی رهنما