کوچکترین ستاره شب

آرزوهام ..
نویسنده : کوچولوترین ستاره - ساعت ٢:٠٤ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢٩ بهمن ۱۳۸۸
 

بچه که بودم آرزوم ابن بود که

  کار کنم اونم فقط یه شغل رو دوست داشتم

وقتی دیپلم را گرفتم از همون تابستون مشغول شدم

و آرزو بچه گی واقعی شد ...

تو بچگی یکی بم گفت ، اگه هرشب قبل خواب به آرزوت فکر کنی

حتما میشه ..خیال باطل

حالا هم که بزرگ شدم هم باز قبل خواب بهش فکر می کنم

ولی براورده نمیشه

 با این حال که توفع کمتری دارم توی آرزو هام

ولی نمیدونم چرا رسیدن بهشون هروز سختر میشه .....

_________________________________________________________

البته بعضی وفتا خوبه که دیر میرسم چون نیمه راه پشیمون میشم

از آرزوم  زبان   نیشخند


 
 
 
نویسنده : کوچولوترین ستاره - ساعت ۸:۳٦ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢٦ بهمن ۱۳۸۸
 

وای چقدر الان سر شام خندیدیم نیشخند

دلم حسابی درد گرفت اصلا نشد درست شام بخورم قهقهه

._____________________________________.

I celebrate my existence and sing for myself .از خود راضی


 
 
بهترین ....
نویسنده : کوچولوترین ستاره - ساعت ۳:۳٠ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢٢ بهمن ۱۳۸۸
 

بهترین دوستام :

 واسم الان از دوست هم بالاتره و بیش از اندازه دوسش دارم یا به عبارتی

دیگه عاشقشم شیوای عزیزمه .که دلم هم برات اینقدر تنگ شده که

بی صبرانه منتظزم یه چیزی بشه که ببینمت ماچ

همیشه واسم عزیزی و خواهی بودبغل

بعد:اونی که هنوز هست توی قلبم ،ولی جاش خالیه..

شادتر از همیشه باشیقلب

واسه خوبی هایی که داشتی ممنونم ....

بعدیشم :

teddy عزیزمه که تو رو هم دوست دارم خیلی ..بغل

بهترینی واسم ...ماچ

بودنت رو دوست دارم ...چون .....

 و تو هم یه جای مخصوص داری تو .....


 
 
دیروز..
نویسنده : کوچولوترین ستاره - ساعت ۳:٢٩ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢۱ بهمن ۱۳۸۸
 

دیروز کلاس نقاشی داشتم وای خیلی خوب بود

یکم از نقاشیم تمام شد هر وقت کامل شه عکس شو میزارم

بعدشم اومدم خونه .

چون فردا ش امتحان زبان داشتم

اومدم خونه استرسی داشتم که نگو زبان

رفتم سراغ یخچال یکمی خوردم بعد دیدیم سنگین شدم  خمیازه

رفتم تا ٨ خوابیدم .

و بعدشم سریال داشت تا ٩ دیدم

بعدشم رفتم سراغ درسام دیگه تا ١١ خوندم درحینشم اس ام اس بازی

هم کردم نیشخند

خسته شدم اومدم نت وب خوندم و جوابیدم چون نمیشد که همه منتظر

جواباشون بودن زبان

خلاصه ساعت ١٢ خورده ای بود که از نت آمدم بیرون

شام خوردم بعد رفتم خوابیدم

امتحانم خوب دادم فکنم نیشخند

تعطیلاتم شروع شد تا اول اسفند که ترم جدید می آغازد..

هوام گرم بود امروز . ولی الان آسمون ابری نیدونم چرا..


 
 
حرفام..
نویسنده : کوچولوترین ستاره - ساعت ٢:٢٧ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٩ بهمن ۱۳۸۸
 

زندگی بهتر از این دیگه نمیشه  نیشخند

شده تکراری هر هفته کارای هفته قبل ..

این پیام کوتاه موبیل هم که مشکل پیدا کرده رو اعصابمه

هوا هم که سرده .

یه آفتاب گرم میخوام که  بشینم زیرش. .خیال باطل

هروز هم تا میام خونه مچسبم به شوفاژ که گرم باشم

این هفته هم امتحان زبان دارم استرس دارم بد جوری ناراحت

از تعطیلات هم بدم میاد ، چون دلم میگیره ..

دلم  بارون میخواد که  خیس بشم البته نه تندشا،

 نم نم زبان

دوستم دارم واسه یه روز به هیچی فکر نکنم بی خیال به فردا ها باشم افسوس

بعضی وقتا ندانستن بعضی اتفاق ها بهتره

حتی اگه بدا اعتراضی باشه که چرا نگفتی .چون فقط اون موقع غمگین ترین میشی

نه این که از الانش تا موقعش

نمیدانم تحملم کم شده یا خسته شده قلب از اینکه قلف نیست ..نگران


 
 
گاهی..
نویسنده : کوچولوترین ستاره - ساعت ٩:٢۱ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٧ بهمن ۱۳۸۸
 

از مهمترین کارهایی که به عنوان یک آدم بزرگ می توانم انجام بدم

اینه که گاهی به شادیهای دوران کودکیم برگردم ...

 

.____________.._________..________.._________

 

همه دوستام که لینک کردمو می خونم

بعضی هارو واسه کامنت گذاشتن چیزی به مخم نمیرسه خوبزبان


 
 
تولدم ..
نویسنده : کوچولوترین ستاره - ساعت ۱٢:٠٢ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱٤ بهمن ۱۳۸۸
 

 

بهترین صدای زندگی من تپش قلب توست و قشنگ ترین روز

دنیا روز تولد تو

تولدم مبارک

واسه خودم متن تولد نوشتم زبان


 
 
..........
نویسنده : کوچولوترین ستاره - ساعت ۱٠:٠٢ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٢ بهمن ۱۳۸۸
 

این هفته مثلا باید خیلی واسم عالی باشه و لجظه شماری کنم واسه

آخرش

ولی دلم گرفته افسوس

ابری شده .از اون روزاست که دلش یه ............

واسه اینکه گریه کنه .....

غمگینم ناراحت

کاش.................................

 


 
 
تجربه..
نویسنده : کوچولوترین ستاره - ساعت ٩:٤۳ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۸ بهمن ۱۳۸۸
 

 

تجربه شانه ایست که طبیعت وقتی کچل بشم ، بهم میده...

 

 


 
 
محبت..
نویسنده : کوچولوترین ستاره - ساعت ٦:٥٧ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٥ بهمن ۱۳۸۸
 

 

زندگی تکثیر ثروتیه که اسمش محبته..


 
 
 
نویسنده : کوچولوترین ستاره - ساعت ٦:٤۳ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٥ بهمن ۱۳۸۸
 

 

عشق وسیله ایه برای یاد آوری دائمی خدا..


 
 
حکم..
نویسنده : کوچولوترین ستاره - ساعت ۸:٤٩ ‎ب.ظ روز شنبه ۳ بهمن ۱۳۸۸
 

 

سرنوشت تعیین میکنه که چه کسی تو زندگیم وارد بشه

ولی قلبم حکم میکنه که چه کسی بمونه..


 
 
شب..
نویسنده : کوچولوترین ستاره - ساعت ۱۱:٠۳ ‎ب.ظ روز جمعه ٢ بهمن ۱۳۸۸
 

عاشق زیبایی های شبم

مخصوصا ستاره هاش ، شهاب هاش ..

دوست دارم شبو به هر دلیلی بیدار باشم

یا دور هم بودناش ، تو نت گشت زدن ، نگاه کردن به آسمونی که

هر چه نگاهش میکنم سیر نمیشم خیال باطل،.....

شب به نظر من از روز زیبا تره

دوست ندارم توی شب بخوابم تا جایی که امکان داره بیدارم هر شب

ولی وای خواب صبحو خیلی دوست دارم ، عجیب دل چسبه ..زبان


 
 
..
نویسنده : کوچولوترین ستاره - ساعت ٥:٠۸ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱ بهمن ۱۳۸۸
 

 

آسمون میباره و گل میمیره ،‌ من نه گل میشم و نه آسمون

  زمین میشم  تا آسمون برام بگریه و گل برام بمیره...